۱۳۹۷ مرداد ۱۴, یکشنبه

سفیر گلنگدن بر گلوی چاووش


مروری بر فیلم مستند «چاووش، از درآمد تا فرود» ساخته آرش رئیسیان و هانا کامکار

سفیر گلنگدن بر گلوی چاووش

روایتی الکن از «چاووش» در غیاب سایه و لطفی

پرداختن به تاریخ و واقعیات تاریخی در حوزه موسیقی برای ما که در تاریخ یکصد و اندی ساله موسیقی‌مان آنچنان مستنداتی در دست نداریم و بسیاری از بخش‌های آن بر ما پوشیده است کوششی قابل‌اعتناست و به‌طورکلی هر اقدامی به‌منظور اندکی روشن‌تر کردن فضای تاریک و نامشخص گذشته، پسندیده است چراکه تاریخ در ارزیابی‌های ما نقش مهمی ایفا می‌کند. ازاین‌رو مستند «چاووش، از درآمد تا فرود» که به یکی از بخش‌های مهم تأثیرگذار موسیقی در دوره ما می‌پردازد و تاریخی را روایت می‌کند که هرچند قدمت آن بیش از چهار دهه نیست اما همچنان علی‌رغم بسیار شنیده‌ها و گفته‌ها نیمه تاریکی دارد و ازاین‌رو سوژه جذابی برای مخاطب و همچنین یکی از دو کارگردان جوانی که فرزند یکی از خانواده‌های مشهور موسیقی است. چراکه همه مخاطبان و علاقه‌مندان موسیقی ایرانی از کانون چاووش دست‌کم اندکی می‌دانند و با نوارهای کاست چاووش روزگار گذرانده‌اند ولیکن علت عدم استمرار آن را به‌وضوح نمی‌دانند، و این بخش تاریک تاریخچه چاووش، فرود، برایشان جذاب است و برای هر گروه موسیقی نیز می‌تواند مفید باشد. سوت گلنگدنی که بر روی گروه چاووش کشیده می‌شود و از برادران می‌خواهد از روی سن پایین بیایند، مشکلات معیشت، اختلافات داخلی اعضا و خودرایی لطفی و سایه در تصمیم‌سازی‌ها، حضور در برنامه دانشگاه ملی به دعوت چپ‌ها و ... .
اما آنچه از فرود چاووش به تصویر کشیده می‎شود علی‌رغم ساختن چهره سوزناک (اشک‌های محمد جمال سماواتی) و پرسوال ( آیا فقط محوریت و خودرایی لطفی و سایه باعث از هم پاشیدن چاووش شد؟ کشیدن گلنگدن بر روی گروه چاووش در اجرا برای خانواده شهدا آیا آخرین بازدارنده گروه از فعالیت بود؟) برای افول، هرچند شاید تمامی دلایل باشد اما شیوه بیانی به‌کاررفته در این مستند نمی‌تواند مخاطب آگاه را اقناع کند و صرفاً به همان روایت‌های همواره شنیده‌شده و ناکافی بسنده می‌کند که روزنامه‌نگاران بارها آن را در گفتگوها پرسیده و پاسخ گرفته‌اند.
دو ساعت زمانی طولانی‌ای برای یک فیلم مستند است و فیلم فضاسازی‌ای برای مخاطب جوان امروزی و ناآشنا به چاووش ندارد و گویی تنها برای کسانی که با آن آشنا هستند ساخته‌شده است. و البته زنان چاووش، اشرف‌السادات مرتضایی، سیما بینا و هنگامه خوان نیز بی‌صداترین در این مستند هستند حتی اگر هنگامه اخوان حرف بزند و از چاووش 5 بگوید اما بازهم صدایی از او شنیده نمی‌شود.
غایبان بزرگ این مستند سایه، لطفی و مشکاتیان هستند که در فیلم شخصاً حضور ندارند و اغلب از آنها نام‌ برده می‌شود. چراکه هوشنگ ابتهاج و محمدرضا لطفی تصمیم‌سازان چاووش هستند و آهنگساز «بیداد»، پرویز مشکاتیان، ازجمله یکی از سه نفر آهنگساز قطعات چاووش است. هرچند در زمان تولید این مستند در سال 81-82 لطفی در ایران نبود اما در سال 85 که دیگر به ایران بازگشته بود می‌توانست این فیلم با حضور او تکمیل‌تر شود و مشکاتیان نیز که در سال 88 که به خاموشی ابدی رفت آن روزها زنده بود. سایه که عمرش دراز باشد نیز همچنان ماه‌هایی را در ایران به سر می‌برد. البته اگر این مستند در ظرف زمانی مناسب یعنی همان سال‌های فیلم‌برداری به مخاطب عرضه می‌شد مشکلات کمتری داشت و پوئن مثبتی در کارنامه سازندگان ثبت می‌کرد. اما سازندگان فیلم بعد از 15 سال، درباره این بی‌توجهی‌ها هیچ توضیحی نمی‌دهند و این مساله به ذهن متبادر می‌شود که گویا ملاحظاتی در کار بوده است تا با خالقان چکاد و سپیده این‌گونه در فیلم برخورد شود و از سایه نیز خبری در آفتاب چاووش نباشد.
چاووش روایت تنها یک گروه موسیقی نیست که در گیرودار سال 57 و انقلاب و روزهای آغازین جنگ عاشقانه به تولید موسیقی با فحوای برگرفته از مسائل اجتماعی بپردازد بلکه چاووش تجلی روح زمانه در قالب موسیقی بود و به همین دلیل هم روایت این فیلم مستند از درک و به تصویر کشیدن این روح، روح چاووش عاجز است و تنها به بیان ماوقع آن‌هم از دید هر روای می‌پردازد. بیانی منقطع و شکسته بالکنت. ازاین‌رو باید پرسید هدف از ساخت این فیلم چیست؟ چراکه سطح مستند ارائه‌شده ضرورت مدیوم سینما را زیر سوال می‌برد و حتی فیلم‌ساز هنگامی‌که سخنان پشنگ کامکار را تنها بر روی عکس او پخش می‌کند صحه بر این نکته می‌گذارد. 

آنچه در انتها می‌ماند بر این نکته تائید دارد که بیان تاریخ در کشور ما به علت مسائلی محافظه‌کارانه که ریشه در شخصیت ذاتی و اجتماعی آدم‌ها دارد همیشه با محدودیت‌هایی مواجه است و همواره بخش‌هایی بنا به مصلحت گفته نمی‌شود (نگاه کنید به آن بخش از صحبت‌های محمدرضا شجریان درباره ایجاد مرکز حفظ و اشاعه و یا در بخش‌هایی که به عدم اطلاع شجریان از کنسرت دانشگاه ملی پرداخته می‌شود) و تاریخ به‌سختی می‌تواند از تحریف به دور بماند. و مهم‌تر اینکه درآوردن زوایای پنهان تاریخ و چفت‌وبست آنها به هم و دست یافتن به تاریخ صرف از زیر آوار حب و بغض‌ها چقدر سخت و دشوار است.

منتشر شده در روزنامه توسعه ایرانی- شماره 32- تاریخ 14 مرداد97-صفحه9موسیقی،چهارگاه- بخش استکاتو


سفیر گلنگدن بر گلوی چاووش

مروری بر فیلم مستند «چاووش، از درآمد تا فرود» ساخته آرش رئیسیان و هانا کامکار سفیر گلنگدن بر گلوی چاووش روایتی الکن از «چاووش» ...