ضرورت
تغییر در مدیریت بنیاد رودکی
آیا در بر همان پاشنه خواهد چرخید؟
نزدیک
به دو سال پیش جشن رونمایی از جدیدترین مدل ماشین کمپانی رنو در تالار وحدت بمب
خبریای بود که در فضای کشور پیچید، تا همه نگاهها متوجه عملکرد ناموجه مدیریت یک
مجموعه فرهنگی هنری به نام بنیاد رودکی گردد. بنیادی که قرار است با داشتن تالار
وحدت، تالار رودکی، تالار حافظ، تالار فردوسی و برج آزادی در جهت فعالیتهایی از
قبیل کنسرت و تئاتر برآید اما با عملکردی که در دو سال گذشته داشته بیشتر
غیرفرهنگی و تجاری بودن تصمیمات و مدیریت و رفتار آن را به نمایش گذاشته است.
چراکه
نهتنها مدیریت این مجموعه ازاینگونه رونماییها در تالار وحدت اجتناب نکرد
(هرچند قولش را داده بود) بلکه مراسم رونمایی محصولات یک کمپانی لوازمآرایشی را
در ماه گذشته در آن برگزار کرد تا نشان دهد در ذهن مدیریت مجموعه بنیاد رودکی،
سالنداری کردن او در خصوص سالن کنسرت و تئاتر فرقی با سالن عزا و عروسی و مراسمهای
اینچنینی ندارد و صرفاً به کرایه دادن سالن میاندیشد. آنهم سالنی که به قول
استاد حسین علیزاده همانند پیکان تهران-الف ماشین مسافرکشی شده است و در چندین سئانس
در طول روز به برنامههای متعدد کرایه داده میشود که موجب شده اغلب برنامهها با تأخیر
در آغاز مواجه شوند. تالاری که روزگاری تنها برای موسیقی جدی و اساتید موسیقی
اختصاص مییافت حالا محل رفتوآمد کنسرتهای پاپ و کوچهبازاری نیز شده است. و
البته با بینش مدیریتی حاکم بر مجموعه، صفیپور اینگونه رفتارهای ناشایست را با یک
عذرخواهی مرتفع شده میپندارد.
همچنین
مدیریت بنیاد رودکی اصلاً به فکر مرمت و نگهداری تالار وحدت، علاوه بر حفظ جایگاه
این سالن نیست و تنها با برهم زدن دکوراسیون داخلی و طراحی مبلمان ردیف اول تالار
وحدت در سال گذشته، امکان جلوس راحت مدیران را فراهم کردهاند آنهم بدون رعایت
فاصله چیدمان صندلیها که موجب بیرون ماندن لولهها و هواکشهای زیر صندلیها شده
اما صندلیهای بالکنها و سیستم تهویه خراب این مجموعه همچنان بدون تعویض و تعمیر
ماندهاند. ضمن اینکه رقم کرایه سالن هرسال افزایش عجیبی پیدا میکند و البته
مالیات بر ارزشافزوده نیز که طبق توافق سه خانه موسیقی، سینما و تئاتر با سازمان
امور مالیاتی کشور میبایست از آن معاف باشند را نیز از کرایه کنندگان سالن میگیرد.
همانگونه
که مدیریت مجموعه بنیاد رودکی در شناخت بازار بیزینس سالن و درک توان اقتصادی
موزیسینها دچار اشتباهات فاحشی بوده بهمراتب در مدیریت ارکسترها که مسالهای
متکی به دانش و هنر است به قهقرا رفته است. انتخاب رهبران ارکسترها از موزیسینهای
پاپ بدون دانش و تجربه رهبری ارکستر، آگاه نبودن به جایگاه ارکستر سمفونیک تهران و
واداشتن ارکستر سمفونیک به اجرا در برنامه رونمایی ماشین رنو که جایگاه آنها را تا
مطربان بنگاه شادمانی تقلیل داد، افت سطح ارکسترها و پایین آمدن جایگاه فنی و هنری
ارکستر سمفونیک تهران با انتخاب تکراری برنامههای پاپ و غیرهنری، اصرار به اعزام
منتخب ارکسترها و مدیران بنیاد رودکی و خبرنگاران به روسیه جهت همراهی تیم فوتبال
در جام جهانی که با انتقادات مارگاریتا کاراتیگینا معاون کنسرواتوار چایکوفسکی مسکو
موجبات سرافکندگی و وهن تاریخ موسیقی کلاسیک ما شد، همگی نشان از انتخاب نادرست
مدیریت این مجموعه دارد که امیدواریم حالا که دوره دوساله مدیریت علیاکبر صفیپور
بر مجموعه بنیاد رودکی پایانیافته است این موارد دلایل قاطعی برای عدم تمدید
قرارداد او توسط وزیر محترم فرهنگ باشد و موجبات انتخاب جایگزین بهتری گردد که حداقل مدیر جدید مرتکب موارد فوق نشده و دنیای مدیریت فرهنگ و هنر و فرق آن را با دنیای تجارت بشناسد و تجربه شایستهای در این کار داشته باشد. باید دید در چند روز آینده آیا وزیر فرهنگ تصمیم جدی برای تغییر مدیرعامل بنیاد رودکی خواهد گرفت و یا در بر همان پاشنه خواهد چرخید که بود؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر